close
چت روم
اعتراف های جالب و خنده دار جدید بهمن 94
Code Center

 نویسندگی در سایت

موضوعات
خبرنامه
    براي اطلاع از آپيدت شدن وبلاگ در خبرنامه وبلاگ عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود

مطالب تصادفي
پيوندهاي روزانه
دانلود جدیدترین موزیک ویدیو ها
پذیرش نویسنده

درباره : پیامک , اس ام اس خنده دار ,
بازديد : 199 | تاريخ : چهارشنبه 14 بهمن 1394 زمان : 11:44 |

 اعتراف , اعتراف می کنم , اعتراف میکنم , اعتراف میکنم جدید , اعتراف میکنم جالب , اعترافات , اعترافات جدید , اعترافات جالب , اعتراف خنده دار , اعترافات خنده دار , جوک اعتراف , جوک اعترافات , جوک اعتراف میکنم , اسمس اعترافات , اسمس اعتراف میکنم , اعترافات اعترافات , اس ام اس اعترافات , اس ام اس اعتراف میکنم , جوک اعترافات جدید , جوک اعتراف می کنم جدید

***اعتراف می کنم یه بار از مسیری پیاده داشتم می رفتم خونه دوستم، رسیدم سر کوچشون دیدم ورود ممنوعه. رفتم از یه چهارراه بالاتر دور زدم از سر کوچشون وارد شدم!

 

***اعتراف میکنم نصفه شبی وسط کویر چادر زدیم بهم گفت به آسمون نگاه کن ببین چی می بینی؟ گفتم یه آسمون ستاره گفت خوب یعنی چی؟ من که نمیخواستم کم بیارم گفتم از چه جهتی؟ فلسفی، نجوم یا علمی؟ گفت احمق جان چادرمون و دزدیدن!!!!

 

***داشتم به همسرم اس ام اس میدادم که عروسک خوشگله من کجاست؟ اشتباهی به بابام دادم. جواب داد من چه میدونم خرسه گنده؟ الان بچت باید عروسک بازی کنه!!!!!!!!

 

***اعتراف یكی از دوستان : مامان بزرگ خدا بیامرز ما تو 95 سالگی فوت کرد .صبح روزی که مامان بزرگم فوت کرده بود همه دور جنازش نشسته بودیم و همه داشتن گریه میکردن.. جمعیتم زیاد بود … منو داداشمم تو بغل هم داشتیم گریه میکردیم …. اشک فراوون بود و خلاصه جو گریه بود … یهو دختر خالم که تازه رسیده بود اومد تو حیاط و با جدیت داد کشید : مامان بزرگ زود رفتی … یهو کل خونه رفت رو هوا …حالا خندمون قطع نمیشد

 

***اعتراف میکنم سوم دبستان که بودم یه روز معلممون مدرسه نیومد منم ظهرش رفتم در خونشون که یه کوچه بالاتر از ما بود تکلیف شبمو ازش گرفتم.

 

***اعتراف میکنم بچه که بودم..جو گیر بودم نماز بخونم….بعد چادر گل منگولیمو میذاشتم مهرم میذاشتم رو به قبله وا میستادم شروع میکردم به نماز خوندن…اما جای سوره ها شعر کلاه قرمزیو می خوندم….>>>آقای راننده…آقای راننده…یالا بزن توو دنده…!!

 

***اعتراف میکنم به عنوان 1 مهندس میخواستم دیوار رو سوراخ کنم، شک داشتم که از زیر جایی که میخوام سوراخ کنم سیم برق رد شده باشه، واسه اینکه برق نگیرتم فیوز رو قطع کردم، تازه وقتی دیدم دریل کار نمیکنه کلی غصه خوردم که دریل سوخت!!

 



برچسب ها : اعتراف , اعتراف می کنم , اعتراف میکنم , اعتراف میکنم جدید , اعتراف میکنم جالب , اعترافات , اعترافات جدید , اعترافات جالب , اعتراف خنده دار , اعترافات خنده دار , جوک اعتراف , جوک اعترافات , جوک اعتراف میکنم , اسمس اعترافات , اسمس اعتراف میکنم , اعترافات اعترافات , اس ام اس اعترافات , اس ام اس اعتراف میکنم , جوک اعترافات جدید , جوک اعتراف می کنم جدید ,
نويسنده : Admin | نظرات ()
اين مطلب را به اشترک بگذاريد...

مطالب مرتبط
ارسال نظر براي اين مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی
اطلاعات
  • آمار کاربران
  • افراد آنلاين : 2
  • اعضاي آنلاين : 0
  • تعداد اعضا : 5

  • عضو شويد
  • ارسال کلمه عبور




  • آمار مطالب
    کل مطالب : 395
    کل نظرات : 53

  • آمار بازديد
  • بازديد امروز : 281 نفر
  • بارديد ديروز : 136 نفر
  • بازديد هفته : 519 نفر
  • بازديد ماه : 3,990 نفر
  • بازديد سال : 15,147 نفر
  • بازديد کلي : 746,376 نفر
  • ورودي امروز گوگل : 0 نفر
  • ورودي گوگل ديروز : 0 نفر

کدهاي اختصاصي

    پشتیبانی

آرشيو
دانلود جدیدترین آهنگ ها
تبليغات متني

کپي مطالب اين سايت فقط با ذکر منبع مجاز مي باشد.